السيد موسى الشبيري الزنجاني

6889

كتاب النكاح ( فارسى )

نكته : احتمالًا اين روايت با روايت اولى كه نقل شد ( روايت على بن ابى حمزه ) يكى باشند . زيرا عبارت الرضا عليه السلام كه در روايت اول هست گفته‌اند كه توسط نساخ زياد شده زيرا على ابن ابى حمزه جزو دشمنان حضرت رضا بوده و با ايشان سر جنگ داشته و لذا از حضرت مسأله سؤال نمىكند . بنابراين ابى الحسن در روايت همان حضرت ابى ابراهيم است كه در روايت‌هاى بعد هم آمده است . و كم و زياد شدن نقل‌ها هم اشكالى ايجاد نمىكند . بحث سندى : قبلا بحث كرده‌ايم كه روايت افرادى مثل ابن ابى عمير و على بن حكم از على بن ابى حمزه مربوط به زمان استقامت على بن ابى حمزه است يعنى قبل از واقفى شدن او كه مورد قبول طائفه بوده و همه بزرگان از او أخذ حديث مىكردند . زيرا چنان كه شيخ بهايى در مشرق الشمسين فرموده رابطه اماميه و واقفه به گونه‌اى نبوده كه كسى بتواند از آنها اجازه حديث بگيرد و تلمذ و سماع حديث كند ، بنابراين روايات نقل شده مربوط به زمان استقامت است و روايت صحيحه است . بحث كلى رجالى درباره مرسلات ابن ابى عمير : درباره مرسلات ابن ابى عمير قبلا بحث مفصلى كرده‌ايم و نتيجه آن شد كه به عقيده ما مرسلات ابن ابى عمير و صفوان و بزنطى حجت است و مشايخ بلاواسطه ايشان نيز معتبر هستند . درباره تفصيل بين مراسيل و مسانيد ايشان دو قول وجود دارد . و بعضى اشكال كرده‌اند كه برخى از روايات ابن ابى عمير از ضعاف است . پس نمىتوان به مراسيل او اعتماد كرد و در جواب نيز برخى گفته‌اند كه نقل از ضعاف كه در مسانيد است ضررى به مراسيل نمىزند زيرا درباره ايشان آمده كه « لا يرسل الا عن ثقة » و در اين مورد البته نقضى يافت نشده . ولى ما در پاسخ گفتيم كه عبارت عدّه آن است كه